برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
358
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
نخست براساس تعاليم اوستايى انجام شده بود ، و بعدها تقسيمبندى منابع ديگر مانند خوذاىنامگ [ خداينامه ] جاى آن را گرفت ، « 194 » امّا در هر حال اين امر فقط شامل نوشتههاى تاريخى مىشد . در عمل شمارش سال فقط برحسب دورهء حكومت پادشاهان انجام مىگرفت . امّا پس از مرگ يزدگرد سوّم ( 30 ه / 651 م ) كه ديگر هيچ پادشاهى نتوانست جايى براى خود باز كند ، كماكان شمارش سالها برحسب عصر او باقى ماند كه با سال 632 ميلادى ( سال تاجگذارى وى ) آغاز مىگرديد و به صور مختلف به نام وى ناميده مىشد . اگر كسى مىخواست براى فصول معين ، موعد مناسبى را تعيين كند ، به طور كلى تاريخگذارى برحسب تقويم ايرانى را انتخاب مىكرد . « 195 » از جشنهاى قديمى ايرانى ، بيش از همه جشن زرتشتى سال نو ( نوروز ؛ شكل عربى آن نيروز ) « 196 » و نيز در پايان تابستان جشن پاييز ( مهرگان ) ، طبيعتا براساس تقويم قديمى برگزار مىشد . البتّه مسلمانان ، بهويژه در زمان عمر دوّم ، كوشش كردند تا اين اعياد را ملغى كنند « 197 » و كسانى را كه در اين مواقع به طور كلى هداياى متداولى براى مقامات « 198 » بالاتر مىفرستادند ، تحت فشار قرار دادند . امّا اين رسم چنان عميق با انديشه و احساس مردم ايران وابسته بود ، « 199 » كه به زودى پيروزمندانه براى
--> ( 194 ) . Barthold , Epos 146 f . ( 195 ) . پس از يك اقامت زمستانى در بلخ ، مسعود غزنوى مىخواست « براى نوروز » به غزنه بازگردد : بيهقى : تاريخ ، ص 90 ، و نيز بيهقى ، ص 451 ، 456 ، توضيحاتى درباره تغييرات جوّى غير متداول - Elias 155 - 160 جدولى مقايسهاى براى سالهاى زرتشتى ، سلجوقى و هجرى قمرى دارد . ( 196 ) . رجوع كنيد به : Tolstov , Chor . 282 - 285 ؛ ( عيد نوروز ساسانيان - Inostrancev , S . Et . 82 - 110 ( Sasanidskij Prazdnik vesny نگاه كنيد به اوايل فصل « تأثيرات فرهنگى » در كتاب حاضر . ( 197 ) . يعقوبى : تاريخ ، ج 2 ، ص 466 . ( 198 ) . در سال 31 ه / 3 - 652 م امير الاحنف هداياى مهرگان را ، كه اهالى بلخ مىخواستند « بنا بر خراج تعيينشده » اما « براساس رسوم اين سرزمين » برايش ارسال دارند ، قبول نكرد ، درحالىكه فرمانده عالى ابن عامر آن را پذيرفت ( طبرى : تاريخ 1 ، ص 2903 و بعد ) . امّا در حدود سال 50 ه / 670 م رئيس ماليه عراق خواستار چنين هدايايى از مردم شد : جهشيارى : كتاب الوزراء ، ص 21 . ( 199 ) . مثلا بهعنوان زمانى مقرر براى مذاكرات داخلى بين اعراب در ايران ، ذكر شده است ، ( سال 126 ه / 744 م )